عبد الرزاق اللاهيجي

129

گوهر مراد ( فارسى )

چهارم : آنكه امكنه با هم در وضع ، يعنى در جهات ، مختلف و متباين باشند . و مذاهب مشهورهء معتبره در مكان سه مذهب است . يكى مذهب متكلّمين كه گويند مكان هر جسمى فضائى است موهوم كه جسم در او گنجيده چون فضاى درون كوزه براى آب و آن را بعد موهوم گويند . و مراد از موهوم آن است كه به وهم در آيد ، اما در خارج موجود نباشد . و اين مذهب به حسب ظاهر باطل مىنمايد ، چه مكان به حسب خارج قابل زياده و نقصان است ، چه مكان جسم بزرگ لا محاله زايد است بر مكان جسم كوچك و اين زيادتى و كمى به حسب توهّم محض نيست ، چه عقل حاكم است بر زياد بودن مكان جسم بزرگ بر مكان جسم كوچك در خارج و در نفس الأمر ، اگر چه ما تصور و توهم آن مكان نكنيم و شك نيست كه هر چه قبول زيادتى و نقصان به حسب خارج كند ، معدوم در خارج نتواند بود و ما در حواشى تجريد ، نصرت اين مذهب نموده ؛ توجيه آن به وجه دقيق حكمى نموده‌ايم ؛ كه مستلزم معدوم بودن آن مطلقا در خارج نيست ، بلكه منشأ انتزاع در خارج دارد . و هر چه قابل زيادتى و نقصان باشد به حسب خارج ، وجود او بعينه در خارج لازم نيست ، بلكه وجود منشأ انتزاع كافى است . و اين احتمالى است معقول در امر مكان ، اما ايشان راضى به آن نيستند ، چه ايشان قائلند به تحقق مكان موهوم قبل از وجود عالم ، آنچه ما گفتيم منتزع شود از وجود عالم . مذهب دوّم منسوب است به افلاطون و حكماى اشراقيّين . و بيان اين مذهب با بيان مذهب متكلّمين تفاوتى ندارد ، مگر در اينكه اينان قائلند به وجود بعد مكانى بعينه در خارج نه تنها در وهم . و بطلان اين مذهب ، اعنى بعد موجود در خارج را شيخ ابو على سينا در كتاب « شفا » به نوعى بيان نموده « 1 »

--> ( 1 ) طبيعيات شفا ، فصل 7 ، ص 53 .